![]() |
![]() |
|
گلي را كه ديروز، به ديدار من ، هديه آوردي ، اي دوست - دور از رخ نازنين تو _ امروز پژمرد! همه ي لطف و زيبايي اش را - كه حسرت روي تو مي خورد و هوش از سر ما به تاراج مي برد؛- گرماي شب ، برد ! صفاي تو اما، گلي پايدار است. بهشتي هميشه بهار است . گل مهر تو، در دل و جان گل بي خزان، گل تا كه من زنده ام ماندگار است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 19:7 توسط حدیث |
|
|
تو نيستي كه ببيني چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاري است! چگونه عكس تو در برق شيشه ها پيداست! چگونه جاي تو در جان زندگي سبز است! □ هنوز پنجره باز است. تو از بلندي ايوان به باغ مي نگري. درخت ها و چمن ها و شمعداني ها به آن ترنم شيرين ، به آن تبسم مهر به آن نگاه پر از آفتاب ، مي نگرند . □ تمام گنجشكان كه در نبود تو مرا به باد ملامت گرفته اند؛ تو را به نام صدا مي كنند! هنوز نقش تو را از فراز گنبد كاج كنار باغچه ، زير درخت ها ، لب حوض درون آينه ي پاك آب مي نگرند □ تو نيستي كه ببيني ، چگونه پيچيده است طنين شعر نگاه تو در ترانه ي من . تو نيستي كه ببيني ، چگونه مي گردد نسيم روح تو در باغ بي جوانه ي من . □ چه نيمه شب ها ، كز پاره هاي ابر سپيد به روي لوح سپهر تو را ، چنانكه دلم خواسته است ، ساخته ام! چه نيمه شب ها – وقتي كه ابر بازيگر هزار چهره به هر لحظه مي كند تصوير به چشم همزدني ميان آن همه صورت ، تو را شناخته ام! □ به خواب مي ماند ، تنها ، به خواب مي ماند چراغ ، آينه ، ديوار ، بي تو غمگينند تو نيستي كه ببيني چگونه با ديوار به مهرباني يك دوست ، از تو مي گويم تو نيستي كه ببيني ، چگونه از ديوار جواب مي شنوم . □ تو نيستي كه ببيني ، چگونه ، دور از تو به روي هرچه درين خانه ست غبار سربي اندوه ، بال گسترده است تو نيستي كه ببيني ، دل رميده ي من بجز تو ، ياد تو همه چيز را رها كرده است . غروب هاي غريب در اين رواق نياز پرنده ساكت و غمگين ، ستاره بيمار است دو چشم خسته ي من در اين اميد عبث دو شمع سوخته ي جان هميشه بيدار است تو نيستي كه ببيني! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 15:38 توسط حدیث |
|
|
پيامبر اكرم (ص): انتظار فرج به وسيله صبر ، عبادت است. 17 ربيع الاول سالروز ميلاد ختم المرسلین محمد بن عبدالله و بنیانگذارمكتب جعفري امام جعفر صادق مبارك و تهنيت باد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 10:9 توسط حدیث |
|
|
دلم ايمانم و همه ي باورم را به مشبك هاي ضريحت كه پنجره هاي آسمان اند گره زده ام.
شهادت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا بر تمامي شيعيان تسليت باد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 اسفند1386ساعت 10:36 توسط حدیث |
|
|
من روز خویش را با آفتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده ست آغاز می کنم من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوق این محال - که دستم به دست توست- من جای راه رفتن پرواز می کنم ! آن لحظه ها که مات در انزوای خویش یا در میان جمع خاموش می نشینم ، موسیقی نگاه تو را گوش می کنم. گاهی میان مردم در ازدحام شهر غیر از تو هرچه هست فراموش می کنم ............... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 بهمن1386ساعت 11:1 توسط حدیث |
|
|
معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است و بدین قصه اش دراز کنید حضور خلوت انس است و دوستان جمعند و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
شب اول چله ی بزرگ زمستان را که مقارن با شب اول دی ماه است شب یلدا گویند، که دراز ترین شب سال است و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بزرگتر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد. این بود که ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خوانند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود؛ در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده ی تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی و روشنایی بود؛ در حالی که روزهای کوتاه تر نشانه ای از غلبه ی تاریکی. برای در امان بودن از خر اهریمن، در این شب همه دورهم جمع می شدند و با افروختن آتش از خورشید، طلب برکت می کردند. آیین شب یلدا، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه ی نمادین دارند و نشانه ی برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. بعضی ها می گویند که مردم باستان چنین شبی را تولد خورشید می دانستند؛ زیرا بعد از آن روز به کوتاه ترین حد خود می رسید. مهر رخشان نگون ترین چهر است
شب یلدا تولد مهر است
این همایون شب خیال انگیز
هست در آخرین شب پاییز
بیخ و بن در حماسه گستردست
در نهادش حماسه پروردست
لفظ یلدا اگرچه سریانیست
شب مهر آفرین ایرانیست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 21:20 توسط حدیث |
|
عید سعید قربان روز بندگی و بخشندگی بر عاشقان مبارک باد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 21:8 توسط حدیث |
|
|
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت می کنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه ماه و بین همه قسمت می کنم
وقتی گاهی من و دل تنها می شیم حرفای نگفتنی رو میشه دید
میشه تو سکوت بین ما دو تا خیلی از ندیدنی ها رو شنید
قصه ی جدایی ما آدما قصه ی دوری ماست از خودمون
دوری من و تو از لحظه ی عشق قصه ی سادگی گمشدمون
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 آذر1386ساعت 15:59 توسط حدیث |
|
|
امشب از تو خواهم نوشت با نگاه نیلوفری تا حوالی بی کسی از تو خواهم سرود ترانه ای خواهم کاشت و با گریه بارانم تو سبز خواهی شد ... در بغض کویری شعرهایم من، فریادی خفته در سکوت مردابم و شاید سالیان دیگر پیدا کنی چشمانی که حک شده بر تخته سنگی و تو آن روز بر مزار چشم هایم نیلوفری بکار به یاد بی کسی مرداب ... به یاد غربت غمگینم ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 آبان1386ساعت 15:35 توسط حدیث |
|
|
خدایا، آتش مقدس « شک » را آن چنان در من بیفروز تا همه « یقین هایی » را که در من نقش کرده اند، بسوزد، و آن گاه از پس توده این خاکستر، لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی، شسته از هر غبار، طلوع کند. خدایا، به هر که دوست داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است، و به هر که دوست تر می داری، بچشان که دوست داشتن از عشق برتر! خدایا، به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که بر زیستن گذشته است، حسرت نخورم. و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش، سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم، اما آن چنان که تو دوست می داری. « چگونه زیستن » را تو به من بیاموز، « چگونه مردن » را خود خواهم دانست.
٭ دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 10:10 توسط حدیث |
|
|
بی تردید، شب قدر از شب های با عظمت و با اهمیت سال است. دلیل فضیلت این شب بر سایر شب ها به اعتبار اموری است که در این شب محقق میشود. - شب آمرزش گناهان: پیامبر خدا (ص) می فرمایند: هرکس شب قدر را احیا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد تمامی گناهانش آمرزیده می شود. - قلب رمضان: امام صادق (ع) می فرمایند: از کتاب خدا چنین بر می آید که شماره ماه های سال نزد خداوند دوازده ماه است. سر آمد ماه ها ماه رمضان و قلب رمضان لیله القدر است. - بهتر از هزار ماه: در فرهنگ غنی اسلام، همه چیز را با معیار های الهی می سنجند و بر همین اساس قرآن شب قدر را از هزار ماه برتر می داند. نزول ملائکه و روح در شب قدر نشانه ی شرافت آن برهزار ماه است. امام باقر(ع) می فرمایند: عمل صالح در شب قدر- از قبیل نماز و زکات و انواع کارهای خوب – بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد. شب قدر سراسر خیر و سلامت است و از هر امر ناپسندی به دور است و این خود نیز نشان شرافت آن بر هزار ماه است. - نزول قرآن در شب قدر: طبق روایات موجود، قرآن نزول دفعی و تدریجی دارد. در نزول دفعی، کل قرآن در شب قدر نازل شد؛ در نزول تدریجی و تفصیلی، قرآن در بیست و سه سال دوران نبوت پیامبر گرامی (ص) به صورت الفاظ نازل شد. از دیگر فضایل این شب نامگذاری یکی از سوره های قرآن به نام " قدر " است که این خود گویای فضیلت و اهمیت این شب است. این شب، شب مبارکی است؛ زیرا خداوند می فرماید: " ... و قرآن که بهترین خیرات و برکات است در این شب مبارک نازل شده است ..." (دخان – 3 ) - حضرت مهدی (عج) صاحب شب قدر: بنابر روایت و ظاهر آیات، شب قدر به زمان رسول خدا (ص) منحصر نیست و فرشتگان در شب قدر مقدرات یکسال را نزد "ولی مطلق زمان" می آورند و بر او عرضه می کنند. این واقعیت از روز نخستین خلقت بوده است و تا قیامت هم ادامه دارد. امام علی (ع) می فرمایند: در هر سالی شب قدری است. در این شب، امور همه ی سال (تقدیر و سرنوشت ها) فرو فرستاده می شود. پس از رحلت پیامبر(ص) نیزاین شب صاحبانی دارد. حجت خدا در زمین در زمان حاضر وجود مقدس و مبارک حضرت مهدی (عج) است و اوست که حجت خدا و وصی و اوصیا و خلیفه رسول خدا (ص). او معصوم از هر گناه و پلیدی است؛ بنابر این همو صاحب شب قدر است. شب های قدر و ایام سوگواری مولای متقیان حضرت علی (ع) را خدمت تمامی دوستان عزیز تسلیت عرض می نماییم. در این شبهای عزیز ما را از دعای خیرتان بی نصیب نفرمایید.
التماس دعا محیا - حدیث |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 مهر1386ساعت 13:35 توسط حدیث |
|
|
میلاد نگین رمضان ، کریم مدینه ، حسن الخلق حسن بن علی علیه السلام تهنیت باد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 15:47 توسط حدیث |
|
|
معشوقی از عاشقش پرسید: ... من قشنگم؟ عاشق جواب داد ... نه ... پرسید... دلش می خواد با اون باشه؟ باز جواب داد ... نه ... پرسید ... اگه ترکت کنم گریه میکنی ؟ جواب داد ... نه ... معشوق با چشمان پر از اشک می خواست عاشق رو ترک کنه که اون دست معشوق رو گرفت و گفت تو قشنگ نیستی بلکه تو زیبایی ... من نمی خوام با تو باشم من نیاز دارم با تو باشم ... اگه بری گریه نمی کنم ... می میرم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 10:56 توسط حدیث |
|
|
ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا نرم باز آمد و بگرفت در آغوش مرا گفت:خاموش درین جا چه نشستی؟" گفتم: بوی محبوبه ی شب می برد از هوش مرا! بوی محبوبه شب، بوی جنون پرور عشق وه، چه جادوست که از هوش برد بوش مرا بوی محبوبه ی شب، نغمه ی چنگی است لطیف که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا بوی محبوبه ی شب همچو شرابی گیراست مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا بوی محبوبه ی شب جلوه ی جادویی اوست آن که کرده ست به یکباره فراموش مرا.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 20:59 توسط حدیث |
|
|
هر روز اگر یک بوسه مهمان تو باشم عمری به شیرینی غزل خوان تو باشم با من اگر پیمان نگهداری به یاری من تا نفس دارم به پیمان تو باشم عشق تو شد فرمانروای هستی من تا هرچه فرمایی به فرمان تو باشم گر در تو حیران مانده ام بر من ببخشای من، دوست می دارم که حیران تو باشم حیران چشمان تو بودن رستگاری ست بگذار تا حیران چشمان تو باشم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 23:30 توسط حدیث |
|
|
می گویند شیشه ها احساس ندارند
اما وقتی رو شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم:
" دوستت دارم "
آرام گریست.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 23:28 توسط حدیث |
|
|
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال می کند برای چه زنده ای
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 15:48 توسط حدیث |
|
|
هر چی آرزوی خوبه مال تو
|